محمد يار بن عرب قطغان
59
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
به رباط خواجه رفته بود ، ملازمان و متعلقان خود را گرفته به شهر درآورد ، و چون خبر خروج سلطان على ميرزا و فتح بلدهء سمرقند را استماع نمود ، پيشكشهاى لايق مهيّا ساخته ، به پايهء سرير خلافت مصير توجه فرمود . و در اين اثنا مولانا عبد الرحيم صدر كه به جهت بعضى از مهمات ولايت در بخارا حسب الحكم « 1 » مانده بود ، رسيد و به عزّ عنايت خانى مخصوص گرديد . و بعد از يك روز به مسامع علّيه رسانيدند كه امير جان على باى از رباط خواجه آمده با جمعى اتفاق كرده « 2 » كه سلطان على ميرزا را گرفته ، آغاز تمرد و عصيان كند . بنابرآن محمد خان شيبانى به احضار مولانا عبد الرحيم صدر امر فرمود . بعد از مراسم مشورت ، رأى عالى بر آن قرار گرفت كه سلطان على ميرزا را با امير جان على قبل از آنكه فتنهاى از ايشان سر زند ، به سياست رساند و همانشب هر دوى ايشان را گرفته معدوم ساختند ( 37 الف ) و نهال عمر ايشان را از بيخ و بنياد برانداختند . و حكم شد كه خواجه قطب الدين محمد يحيى را نيز شبها محافظت نموده ، خواجه خرد قاضى را هم نگاه دارند 88 تا در اين ضمن اركان دولت به پايهء سرير سلطنت جمع آمده ، معروض رأى جهانگشاى گردانيدند « 3 » كه سبب سركشى و عناد اكابر سمرقند از ازدياد اسباب و جهات ايشان است و موجب فتنه و فساد و باعث عدم انقياد ايشان ، علوّ جاه و رفعت پايه و دستگاه است . آنچه اسباب نعمت دنياست * مال و جاهست و هر دو دام بلاست مال شد رهزن نكوكيشان * داد تغيير سيرت ايشان جاه چاه رهست تا دانى * تا نيفتى به چه ز نادانى 89 بنابرآن ، فرمان قضا جريان صدور يافت كه اسباب و غنايم جمعى از اكابر كه در امور ملكى دخل مىكردند ، ديوانى سازند و ملا عبد الرحيم صدر را به جهت ضبط اموال و جهات متعلقان حضرت خواجه قطب الدين محمد يحيى و فرزندان ايشان تعيين فرمود . ملا شمس الدين محمد صدر را به جهت ضبط اموال خواجه خرد قاضى امر نمود . امير بيگ اتا را
--> ( 1 ) . س : « حسب الحكم » ندارد ، از نسخه « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : « التفات و اتفاق » كه به روى كلمهء « التفات » خط كشيده شده است . ( 3 ) . س : گردانيد .